حسن بن نوح القمري البخاري
53
كتاب التنوير (فارسى)
باب اول اندر نامهاى بيماريها كه از موى سر تا ناخن پاى بديذ آيد صداع درد همهء سرست شقيقه درد نيمسرست بيضه دردسريست كه كاهكاه كيرد . دوار آن بود كه سر بگردد . جه بوقت جنبش ، و جه بوقت آرامش . سدد آن بود كه جون برپاى خيزد چنان نمايد كه وى اندر ميان تاريكيست ، يا اندر ميان ميغ سبات آن بود كه هميشه اندر خواب بود ، اگر همچنان يله كنندش مىباشد ، و اگر بجنبانندش و بيذار كنندش چشم باز كند . شخوص چشم گشاذه بماندن بود نه چشم خواباند و نه چيزى بداند . و فرق ميان شخوص و سبات : بازداشتن جشم و فراز داشتن بود . سبات سهرى كاه بخواب اندر رفتن و گاه بيذار شذن بود . سهر هيچ خواب ناگرفتن بود